دغدغه‌ام ارتباط به روز با مخاطب جوان است/از انیمیشن سازی تا خلق رمان و داستان

دغدغه‌ام ارتباط به روز با مخاطب جوان است/از انیمیشن سازی تا خلق رمان و داستان

حجت الاسلام علی آرمین، نویسنده و رمان نویس حوزوی از طلاب جوانی است که مسیر پر فراز و نشینی را طی کرده و در کنار تحصیل دروس حوزوی توانسته در عرصه نویسندگی و رمان نویسی به موفقیت‌های قابل توجهی دست یابد.

به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام علی آرمین، گرچه متولد پایتخت است اما اصالتی بوشهری دارد.

اهمیت و حساسیت نگارش کتاب و رمان برای نسل جدید به خصوص از منظر و نگاه طلاب و فضلای حوزه ما را بر آن داشت تا با این نویسنده ۳۶ ساله حوزوی که در سال‌های اخیر گرایش ویژه‌ای به داستان و رمان نویسی پیدا کرده، درباره آثار و فعالیت‌هایش گپ و گفتی انجام داده‌ایم که ملاحظه آن‌ها در ادامه مطلب بی شک خالی از لطف نخواهد بود.

 

*برای شروع بحث بفرمایید که چه زمانی وارد حوزه شده و طلبگی را آغاز کردید؟

سال ۷۹ وارد حوزه شدم. چند سال اول تا پایان سطح یک حوزه را در شهرضا بودم. البته سابقه سکونت در این شهر را قبلاً داشته‌ام اما حقیقتاً باید بگویم که مدرسه علمیه مدینه العلم این شهر با وجود فضای خوب و مدیریت و اساتید بزرگوار آن تأثیر بسیار خوبی بر روی من داشت.

پایه هفتم به بعد را نیز ساکن قم شده و ادامه دادم و هم اکنون نیز توفیق حضور در دروس خارج را دارم.

البته به جز تحصیلات حوزوی که عرض شد، در حال حاضر نیز دانشجوی دکترای مدرسی معارف اسلامی در دانشگاه معارف اسلامی هستم که وابسته به نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه‌هاست.

 

*چگونه به عرصه داستان و رمان علاقه مند شدید؟

قبلش لازم می دانم که توضیحی داشته باشم و آن هم این که رشته تحصیلی بنده در دوران دبیرستان رشته کامپیوتر بود و از این حیث به انیمیشن سازی علاقه زیادی داشتم و حتی در دوران طلبگی در شهرضا و بعد قم نیز به این رشته علاقه مند بودم به طوری که حتی در قم نیز پیش آقای یاسر محدثی انیمیشن کار می‌کردم. در این دوران گرچه تولید ما در سطح بالایی نبود اما به شخصه برای بنده، تجربه خوبی رقم خورد.

در نگارش یکی از رمان‌هایم به نام «کمیک استریپ های شهاب» نیز از همین تجربه بسیار استفاده کردم.

با این وجود زمانی به این نتیجه رسیدم که انیمیشن سازی برای بنده که طلبه هستم خیلی سخت و وقت گیر است و یک مقدار هم با درس حوزوی همخوانی ندارد و لذا بعد از مدتی به سمت فیلمنامه نویسی انیمیشن گرایش پیدا کردم.

البته در این عرصه نیز نتوانستم در قم شرایط لازم را برای کار حرفه‌ای پیدا کنم و از این رو به شکل عام فیلمنامه نویسی سوق یافته و در ضمن دوره‌های کوتاه مدت آموزش فیلمنامه نویسی را هم دیدم و از این جا بود که با اصول و چارچوب‌های داستان نویسی آشنا شدم.

 

*گویا انیمیشن و فیلمنامه پلی بوده برای شما به منظور ورود به عرصه رمان و داستان نویسی؟!

بله همین طور است. البته قبلش یک سری فیلمنامه هم نوشتم اما وقتی به خصوص با حجت الاسلام و المسلمین مظفر سالاری آشنا شدم، قضیه برای جدی‌تر شد و او استاد خصوصی من در داستان نویسی شد، طوری که چند سال هفته‌ای حداقل یک بار به خدمت ایشان می‌رفتم و نوشته‌هایم را نشان می‌دادم و استاد نیز بزرگوارانه نکاتی را می‌گفت که برایم بسیار مفید و ارزشمند بوده و هست. از این رو حقیقتاً خودم را مدیون استادم می دانم.

از سال ۸۹ به تدریج وارد عرصه نوشتن به شکل حرفه‌ای شدم، اما قبل از این که وارد داستان نویسی شوم، حدود سه سال وبلاگ نویسی به شکل تخصصی را دنبال می‌کردم و در تمام این مدت نوشتن بنده قطع نمی‌شد و مدام مطالب معرفتی و اسلامی را به شکل به روز و متناسب با نسل جوان می‌نوشتم که خوشبختانه بازخورد خوبی هم داشت، به طوری که حتی قشر خاکستری جامعه هم با آن نوشته‌های وبلاگی ارتباط خوبی می‌گرفتند و این بازخوردها را به شخصه احساس می‌کردم و برایمان بسیار شیرین و لذت بخش بود.

بعد از دوران وبلاگ نویسی بود که احساس کردم نوشتن رمان و داستان مخاطب بیشتری دارد و خودم هم در این عرصه لذت بیشتری می‌بردم و لذا وبلاگ را رها کرده و به شکل خاص رمان را پیگیری کردم.

همواره دغدغه جدی‌ام در کار نوشتن این بوده که ارتباطی به روز و مستمر با مخاطب خود به خصوص نسل جوان داشته باشم و بتوانم به یاری خدا بر اساس آموزه‌های دینی که فراگرفته‌ام، اثری پرمحتوا و در عین حال جذاب برایشان تولید کنم.

 

*تاکنون موفق به نگارش چند رمان شده‌اید و این آثار بیشتر در چه حال و هوایی هستند؟!

سه رمان نوشته‌ام. یکی همین رمان «به نام یونس» که اواخر سال گذشته از سوی انتشارات شهرستان ادب منتشر شد و این اثر را زیر نظر آقای حمیدرضا شاه آبادی نوشتم.

موضوع این رمان درباره یک روحانی است که نذر می‌کند به خاطر شفای دخترش سفری تبلیغی برود، آن هم به روستایی دور افتاده و با آداب و رسومی خاص و در این بین، برایش حادثه‌هایی عجیب و طاقت‌فرسا، آن هم در ماه مبارک رمضان رقم می‌خورد.

دو رمان دیگر نیز سال گذشته چاپ شدند و البته این طور نبوده که همه این‌ها را با هم و در یکسال نوشته باشم اما چاپ آن‌ها با هم اتفاق افتاد.

رمان بعدی که در صحبت‌هایم به آن اشاره داشتم اثری است با عنوان «کمیک استریپ های شهاب» که نشر مسجد مقدس جمکران آن را منتشر کرده که متناسب با گروه سنی نوجوان و تا حدی جوان است.

 

رمان سوم هم عنوانش «پرواز با پاراموتور را دوست دارم» است که این کتاب را هم نشر جمکران منتشر کرده و مربوط به رده سنی نوجوان است که این اثر در جشنواره قلم زرین کاندیدا شد.

البته رمان «به نام یونس» هم در این جشنواره کاندیدا شده بود اما به لطف الهی در جشنواره هنر آسمانی به عنوان رتبه دوم مورد تقدیر قرار گرفت، ضمن آن که رمان «کمیک استریپ های شهاب» نیز البته در جشنواره اشراق حوزه مورد تقدیر واقع شد.


نظرات

نظر دهید...